پایان راند اول ...
سلام فسقلی ِ مامان 
خوبی عزیزدردونه خونه ما ؟ 
وقتی مامان حالش بد میشه اذیت که نمیشی ، هان ؟ ...
سفت مامان رو بچسب حسابی هم به خودت برس ![]()
جمعه دوم اسفند ماهِ 1392 شما 90 روزه شدی ... این ینی ما سه ماهه اولِ بارداری رو با لطف و کمک خدا پشت سر گذاشتیم ... و همه اینا ینی پایان ِ راند ِ اول ![]()


خیلی خوشحالم که هستی ... 
وخیلی خدا رو سپاسگزارم به خاطر هدیه ی ارزشمندی مثل شما ، عزیزکم ... 
راستی قراره که فردا جواب آزمایش غربالگری رو بگیرم ...
دعا کن مشکلی نباشه که من سخت بهت وابسته شدم ...

خدای خوبم ؛
ممنون که تا اینجا هوامونو داشتی و تنهامون نزاشتی ... 
ازت میخوام که بازم هوامونو داشته باشی و تا آخر این مسیر سخت تنهامون نزاری ... 
خدایا! فرشته ای که به ما به امانت دادی بمون ببخش و در پناه لطف و محبتت برامون حفظ کن ... 
خدای خوبم ؛
همه فرشته های توی راه رو صحیح و سالم به آغوش مامان و باباهاشون بیار ... 



پایان راند اول ...
